سه نفر اشتباهي دستگير شدند و در نهايت ناباوری به اعدام روی صندلی الکتریکی محکوم شدند....

نوبتِ نفر اول شد که روی صندلی بنشیند.

وقتی که نشست گفت: من توی دانشگاه ، رشته الهیات خوندم و به قدرت بی پایان خدا اعتقاد دارم.... می دونم که خدا نمیذاره آدم بیگناه مجازات بشه !....

کلید برق رو زدند... ولی هیچ اتفاقی نیفتاد پس به بی گناهیش ایمان آوردند و آزادش کردند.

نفر دوم روی صندلی نشست و گفت : من توی دانشگاه ، حقوق خوندم و به عدالت ایمان دارم و می دونم واسه آدم بی گناه اتفاقی نمیفته !

کلید برق رو زدند... ولی باز هم هیچ اتفاقی نیفتاد پس به بی گناهی او هم ایمان آوردند و آزادش کردند.

نفر سوم که خواست روی صندلی بنشیند گفت : من توی دانشگاه ، رشته برق خوندم و به شما میگم که وقتی این دو تا کابل به هم وصل نباشن هیچ برقی وصل نمیشه به صندلی!!!

خوب بقيه داستان هم مشخص است، مسوولين زندان مشكل رو مي فهمند و موفق به اعدام فرد مي شوند !!!

نتيجه : لازم نيست همیشه راه حل مشكلات رو  بیان بفرمائید !!!