تبليغاتX
مردی که نان می خورد
و قاف حرف آخر عشق...

او از آنهایی نبود که تلاش می کنند شاعر باشند

شعرهای او را روی دست می بردند بدون اینکه شعرهای دختر مدرسه ای بگوید٬ بدون اینکه به کسی یا چیزی فحش بدهد  و  بدون اینکه مرده باشد

تنها شاعر این سالها که چاپ هر کتابش یک اتفاق بود و به چاپهای دوم و سوم می رسید٬

کسی که بهترین شعرهایش را هنوز نگفته بود ٬ دوستدارانش را دچار کرد و رفت. دچار یعنی عاشق.

2 نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 13:34  توسط مردی که نان می خورد